گروه نویسندگی صریر

هرآنچه از صریری ها در خبرگزاری ها و روزنامه ها و ... منتشر می شود را اینجا با شما به اشتراک می گذاریم.

گروه نویسندگی صریر

هرآنچه از صریری ها در خبرگزاری ها و روزنامه ها و ... منتشر می شود را اینجا با شما به اشتراک می گذاریم.

گروه نویسندگی صریر

 

ا

احوال دنیا در روز غدیر

پارچه ای از جنس سکوت، عایق وار، پیکر دنیا را فرا گرفت. اصلا سرشت دنیا چگونه است ؟ پاسخ، تاملِ بسیار لازم ندارد.دنیا، بازیچه ای کودکانه است با تاریخ مصرفی کوتاه مدت و متاعی ناچیز. این راهمه می دانند.

آنچه دنیا را با تب و تاب بچه گانه اش، وادار به سکوت می کرد؛ رشد درختی شاداب و تناور بر زمینِ دنیا بود تا مسافران و رهگذران خسته  دنیا، لحظاتی را در سایه سار آن بنشینند و به آسایش برسند. درختی به نام ولایت.

دنیا در حال انتظار،  به جاده بیکران آفرینش چشم دوخته بود، خاموش گوشه ای نشسته بود و می دانست که امروز جبرئیل می آید و سینه او را فرودگاه وحی می کند و از دنیا تجارتخانه ای می سازد برای سوداگری اولیای خدا.

عجب صبری می طلبد این چشم انتظاری!

دنیا که با چشمان خود، پیشانی خون آلود و دندان شکسته ی پیامبر را در دوران رسالتش دیده بود ودنیا که با گوش های خود،  صدایِ سایشِ دندانِ لجاجتِ کفار را شنیده و سنگینی قلبِ اندوهگین پیامبر را تاب آورده و نیز شاهد و گواه دلگرمی های پروردگار به پیامبرخود ‏بود آنجا که می فرمود: ( لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ)

حالا در چهار دیواری سکوت، از چهار چوبِ پنجره ی انتظار، به انتهای دالانِ تاریکِ زمین خیره شده،  تا جبرئیل چراغ بیاورد.چراغی برای نور افشانی.

سرانجام نغمه ی جبرییل طنین انداز شد و از گلوی پیامبر با ارتعاش تارهای صوتیِ آرامش بخشش بر هستیِ نور پاشید و دنیا همچنان گواه گونه و بی هیاهو به آخرین و کامل کننده ترین ابلاغ پیامبر گوش جان سپرده بود:« یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ای پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شد، ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، پیامش را نرسانده‌ای و خدا تو را از گزند مردم نگاه می‌دارد. قطعا خداوند کافران را هدایت نمی‌کند.»

پیامبر، روزغدیر را به مثابه منبع نوری در روزهای تاریک روزگار،  به دنیا بشارت داد و یادآور شد که تنها علی (علیه السلام) ست که گَردِ تاریکی و جهالت را به واسطه ی شفافیت علمش از چهره ی دنیا می زداید.

دنیا، باز در سکوت، لبخندِ مسرت بخشی زد. به این امید که از این پس‌، روزهای پر نشاط تری  پیش رو خواهد داشت،

مصون از جدال،

بی خون ریزی،

بدون ترس از سقوط در چاهِ سیاه سرگردانی.

زیرا هراس از تاریکی و سقوط، تنها وقتی به دل راه می یابد که چراغی در کار نباشد. حالا جبرئیل آمده است و با خود چراغ آورده، چراغی که مسئولیتِ روشن ماندنش،  با فاتح خیبر است

«الا ان اولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»،علی علیه السلام ، در روزهایی پس از واقعه ی غدیر، این آیه را تلاوت کرد. عده ای در اطرافش نشسته بودند. او که تشنه ی شنیدن سوالی از جانب مردم بود (مردمی که مُهر غفلت بر پیشانی داشتند) خود پرسشگرانه پرسید:« می دانید اولیاء الله چه کسانی هستند؟«چهره هاشان داد می زد:« این ها نمی دانند».

گفتند:« چه کسانی هستند یا امیر المومنین؟.»

امام که مفسرِ کلام خداست فرمود:«آنان، ما و پیروان ما هستند. پس هر که بعد از ما از ما پیروی کند خوشا به حال ما و خوش تر به حال آنان!»

پچ پچ در میانشان بالا گرفت. نگاه پاسخگو و مهربان امام را دیدند و سوال های در گوشی خود را به امام عرضه کردند:« ای امیر المومنین! چرا خوشا به حال ما و خوش تر به حال آنان؟ مگر نه این است که ما و آنان هر دو در یک راهیم؟»

امام، نگاه نافذی به جمعشان انداخت. بعد سرمبارکش را به زیر افکند. مثل آب جاری و گوارایی که در بطن زمین فرو می رود در خود فرو رفت.چشمانش را بست  و آرام گفت:«نه، زیرا آنان باری را بر دوش می کشند که شما نکشیده اید و چیزهایی را تحمل می کنند که شما تحمل نکرده اید.»

پیامبر، خطبه می خواند و اینگونه زنجیر از دست و پای دنیا گسیخته ، سکینه و سکوتی بی سابقه در رگ هایش جریان می گرفت.

جبرییل، برای دنیا، حکمِ سرفرازی آورده بود،  حکم نجات، حکم عاقبت به خیری و پیامبر آن را با صدایی رسا در غدیر می خواند و حاجیان حاضر  و گذشته و آینده را شاهد می گرفت:«أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذالِکَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ)،آگاه باشید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. ای مردم! تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید.

مباد که گام هایتان پس از استواری بلغزد.همانا خداوند بر کردارتان آگاه است

مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله)،ای مردم! همانا علی همان «جنب الله» است که در کتابش یاد آوری کرده و فرموده: «تا آنکه مبادا کسی در روز رستاخیز بگوید: افسوس بر من از کوتاهی هایی که در جانب فرمان خدا کردم».

انگار که قرار بود قرآن در غدیر از نو نازل شود و تاویل همه ی آیات را پیامبر از نو و واضح تر از همیشه بیان نماید.انگار قرار بود، موضوع مهمی را برای همیشه در گوش زمین و زمان فرو کند. تمام سنجش های پنهانی و وهم آلود انسانی که لایه ای از خاک تردید بر قلب می نشاند را بسترد.می گفت:«من بیم دهنده هستم و علی هدایتگر».

لحظه به لحظه گُل از گُل دنیا می شکفت و لبخند دنیا کشیده تر می شد.انگار که قراربود، همه ی بشریت ، دنیا را در حالی ترک کنند که بهشت با باطنی معطر و آغوشی باز به استقبال آنها می آید.انگار که هیچ وقت قرار نیست خازنی بر دوزخ مستقر شود و با غیظ و شهیق از  فوج کافران و منافقان سوال کند:«الَم یاتِکم نَذیر!؟».

پیامبر زیر سایه ی درختان غدیر و بر بلندای جهاز کاروانِ جهانِ اسلام، خود را فرستاده ی خدا و علی را وصی و جانشین خود معرفی کرد و با اطمینان خاطر فرمود:«آگاه باشید که دوستدارانِ اولیاء خدا در ایمنیِ کامل وارد بهشت می شوند در حالی که فرشتگان با آنان روبرو می شوند و می گویند:«بهشت گوارایتان باد!»

دنیا، همچنان شاهدِ همجواری علی علیه السلام و پیامبر بود و پیامبر به پشتیبانی پروردگار همچنان دستان علی علیه السلام را سر دست گرفته بود و با رساترین لحن، برای دنیایِ چشم انتظار، خطبه می خواند :«مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی»، «ای مردم! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر آیات محکم آن بنگرید  و از متشابهاتش پیروی ننمایید. به خدا سوگند که هرگز کسی برای شما نواهی قرآن و تفسیر آن را آشکار نمی کند، مگر همین کسی که دستش را گرفته و بالا آورده ام و به شما اعلام می دارم:« هر آن که من مولا و سرپرست او هستم، این علی مولا و صاحب اختیار اوست و او علی بن ابیطالب، برادر و وصی من است و ولایت او حکمی ست از سوی خدا که بر من نازل شده است.»

دنیا، در آن لحظات، خود را نجات یافته می دید.دلش می خواست پوسته های حقارت و خفت را از تن بشکافد.سکوت را بشکند و با تفاخر بگوید:«من دیگر تاریک و بی کس  نیستم.من منور به چراغ ولایتم .من آنچنان به ولی متصف و متصل شده ام که او همه ی اوامر و نواهی و برکات معنوی و اکرام و بهشت و رضوان الهی ام را تدبیر خواهد کرد.»

آری، دنیایِ مزین به ولایت علی بن ابیطالب، پوسته ی خود را شکافت. لباس عید به تن کرد، با قامتی راست ، درحالی که به وسیع ترین آفرینش خود دست یافته بود ، طوری که می توانست گیتی را در آغوش بکشد و با شعف و خشنودی بگوید :«الحَمدُ لله الذی جَعَلَنا مِن المُتُمَسِکین بِولایَت امیرالمُومِنین، عَلی بن ابیطالِب علیه السلام» .

 

 

زهره نوروزی اصفهانی

لینک مطلب در خبرگزاری صاحب نیوز

زهرا ابراهیمی
۳۱ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

ح

حاضران به غائبان برسانند

 چشمه غدیر شاهد تحقق امری الهی برای مسلمانان یکتاپرست بود. دست ها بالا می رفت و آذرخش حسادت در قلب های حسودان فرو.

کجای این چشمه را با بدعهدی سیراب کردند که آن حسودان چون شوکران روییدند و به نابودی دین و فنای آخرت برخاستند!؟

لاسیفِ آن مرد را، کافران و مسلمانان شنیدند اما چگونه دین را به دنیا وانهادند؟

تپیدن قلبی عاشق، در بستری که هدف تیغ های آخته بود را به وضوح دیدند و در تاریخ ثبت نمودند؛ اما در عجبم از این جماعت ناسی!

همگان می دیدند که گاه فریاد حق در قدم های استوارش به گوش می رسد و گاه درشمشیر تیز و برّانش ...

رفته ها بازگردند، مانده ها تعجیل ... چراکه پیامی بسیار مهم از آسمان  نازل شده و باید به گوش همه برسد. آشوب و غوغایی بر جمعیت غالب است.

این چه امر مهمیست که همه باید جمع شوند تا بیان شود؟

کلام شیرین حق، مهمان قلب پیامبر(ص) بود و رسول خدا به فرخندگی و بقای دینش خشنود.

اما از همان لحظه ثبت شده در تاریخ بشریت، شاهدان به ظاهر مسلمان درگوشه ای کِز کرده، برای فرداهای نیامده توطئه می کنند و نشانه گرفته اند؛ تمام هست و نیست اسلامِ ناب را و اینجاست که نویدی جانبخش زمزمه می کند:

"یدالله فوق ایدیهم "

در غدیر صدای خدا بر روی زمین می ماند تا ابد و علی(ع) غدیری می شود؛   بار امانت بر دوش می کشد، باری که حتی آسمان هم نتوانست بر دوش گیرد.

آری علی علیه السلام دروازه تمام علوم هستی و قوت قلب رسول خداست. از کودکی با نوای پیامبر(ص) مأنوس بود و تنها یاور رسول خدا (ص) درمیان اقوام.

وقتی نمازش را به پیامبر(ص) اقتدا می کرد، هیچ باکی از سرزنش و تهدید مشرکان به دل راه نمی داد.

سخت ترین شب برای اسلام را با پوشیدن ردای منجی بشریت به آرامش صبح کرد.

یگانه دختر خاتم پیامبران خدا را به همسری گرفت و اهل بیت(ع) را تکمیل کرد و چشم جهان را به آمدن موعودش روشن نمود.

چشمه غدیر می جوشد؛ فریاد رسای رسول بالا می رود و به آسمان ها می رسد:

یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب، اوصی من آمن بی و صدقنی بولیة علی، الا ان ولیة علی ولایتی و ولایتی ولیة ربی، عهدا عهده الی ربی و أمرنی أن أبلغکموه.

ای مسلمانان! حاضران به غایبان برسانند : کسی را که به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، به ولایت علی سفارش می  کنم؛ آگاه باشید ولایت علی، ولایت من است و ولایت من، ولایت خدای من است. این عهد و پیمانی بود از طرف پروردگارم که فرمانم داد تا به شما برسانم. (۱)

در غدیر نوایی آسمانی که ملائک حامل آنند از گلوی مردی آسمانی برای هدایت زمینیان  به فریادی  جاوید مبدّل گشت و داعیه نابودی و ناکامی اسلام را برای ابد به سراب تبدیل کرد.

چلچراغ ولایت تا ابد روشن شد و امانتی شد برای اهل ولایت ...

باشد که ولایتمداران، امانتداران خوبی بمانند.

--------------

پی نوشت:

۱. بحارالانوار  ج ۳۷ص۱۴۱، ح. ۳۵

فریبا حقیقی

لینک مطلب در خبرگزاری حوزه

زهرا ابراهیمی
۳۱ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

امر

خَلق تقدس برای برخی مسئولین مانع امربه معروف است

زهرا ابراهیمی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری«حوزه» از اصفهان، پیرامون امر به معروف و نهی از منکر اظهار کرد: از جمله دستوراتی که در آموزه های اسلام بسیار مورد سفارش قرار گرفته است موضوع امر به معروف و نهی از منکر است.

وی با بیان اینکه عنوان این موضوع به راحتی بیانگر این مطلب است که اسلام دین بی تفاوتی نیست و نسبت به آنچه در اجتماع رخ می دهد حساس است گفت:  اوّلین آمر به‌ معروف ذات مقدّس پروردگار است که می فرماید: اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ وَ ایتآئِ ذِی‌القُربی وَ یَنهی عَنِ الفَحشآءِ وَ المُنکَرِ وَ البَغی؛

این فعال فرهنگی تصریح کرد: با توجه به اینکه انسان زندگی اجتماعی دارد، حضورش خواه ‌ناخواه وابسته به اجتماع است و از طرفیدارای روحی تأثیر پذیر است، لذا هر آنچه که می‌بیند و می‌شنود می‌تواند بر رفتار او و روحیاتش تاثیر بگذارد، بنابراین اصل امر به معروف و نهی از منکر در جهت تصحیح رفتارهای اجتماعی انسان، به دلیل تاثیر پذیری انسان ها از یکدیگر کاملا منطقی و عقلایی است چرا که این اصل می تواند خود کنترلی انسان را در اجتماع نتیجه دهد.

وی ابراز کرد: درباب اهمیت این موضوع در روایت آمده است «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ، امام علی علیه السّلام می فرمایند: تمام کارهاى نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چیزى نیست جز به مانند انداختن آب دهان در دریاى پهناور

ابراهیمی عنوان کرد: هرجا عدم شناخت یکه تازی کند، عوارض و آسیب ها خودنمایی می کنند، در بحث معروف و منکر و شرایط آن نیز وقتی شناخت ها کافی نباشد،  درگیری‌های اجتماعی نسبت به چرایی آن و روش‌ها و ابزارهای مورد استفاده در آن به معضلی اجتناب‌ناپذیر تبدیل خواهد شد، بنابراین در وهله اول فریضه دانستن امر به معروف و نهی از منکر و تأکید بر فریضه بودن آن همچون نماز می تواند به احیای این فرهنگ در جامعه کمک نماید.

وی بیان کرد: یکی از نکات مهم در بحث امر به معروف و نهی از منکر همگانی بودن این دستور است، لذا در دایره امر و نهی، فقیر و غنی، حکومت و مردم و همچنین زن و مرد هیچ تفاوتی ندارند و در نگاه آموزه های اسلام همه در برابر این قانون یکسانند.

کارشناس مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی اصفهان اذعان کرد: متاسفانه امروزه یکی از اموری که منجر به کمرنگ شدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه شده، خَلق تقدس برای برخی از مسئولین است، گویا برخی اشخاص و نهادها و سازمان ها دارای تقدسی خاص هستند و امر و نهی در برابر آنها همچون نزدیک شدن به قرآن بدون طهارت است، آنچه می تواند امر به معروف و نهی از منکر را راحت و بی تکلف سازد این است که مردم جز پیاده کردن حق از چیزی هراس نداشته باشند، بنابراین وقتی انسان ملاحظه کار نباشد و ترس و خجالت در او اثر نکند می‌تواند به راحتی امر به معروف و نهی از منکر کند.

ابراهیمی ادامه داد: در اصل قانون اساسی هم بحث عمومیت داشتن و همگانی بودن آن ذکر شده است و سه حیطه ی امر و نهی مردم به حکومت، حکومت به مردم و مردم به یکدیگر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین تذکر لسانی مردم به یکدیگر،  می تواند در متن جامعه اتفاق بیافتد،

وی افزود: تذکر مردم به حاکمان، می تواند از طریق بیانیه ها و یادداشت ها و رسانه ها انجام گیرد چرا که معتقدیم کسی که مسئول است باید بیشتر پاسخگو باشد و تذکر حکومت به مردم نیزمی تواند از طریق خطابه ها و مواعظ و سخنرانی ها صورت پذیرد، به نظر می رسد یکی از دلایلی که امر و نهی را در جامعه دچار تکلف کرده، عدم هماهنگی امر و نهی ها در این سه حیطه است،

* اولین، مهمترین و اثرگذارترین گام در امر و نهی، تذکر دادن است

کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی یادآور شد: نکته دیگری که می توان در این رابطه به آن اشاره کرد بحث گستردگی محتوای امر و نهی است، آنچه در دایره ی محتوا قرار می گیرد تمام امور اجتماعی مردم است، از نوع پوشش و انتخاب کلمات و روش گفتار گرفته تا نوع درآمد و نوع عملکرد در فعالیت های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، اما امروزه به محض شنیدن امر به معروف و نهی از منکر، تنها در ذهن ما بحث حجاب و پوشش و مبارزه با کم حجابی تداعی  می شود.

ابراهیمی متذکر شد: متاسفانه در سال های اخیرتکیه بر امر و نهی حجاب بدون توجه به امر و نهی در سایر امور، باعث شده که نه از حجاب بهره ببریم و نه در سایر امور موفق باشیم، خلاف های سیاسی و اقتصادی، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار اداری، خلاف های فرهنگی، غیبت، دروغ، توطئه، تمسخر، کم‏ کاری، بردن مال و آبروی مردم همه و همه در دایره منکرات قرار می گیرند و باید به آنها توجه نمود.

وی بیان داشت: نکته مهم دیگر در باب امر به معروف و نهی از منکر این است که باید در ابتدا انسان امر و نهی ها را از خود و خانواده خود و اطرافیانش شروع کند و بدان پایبند باشد و در ادامه رفتارهای اجتماعی مردم را امر و نهی نماید، در بعضی از خانواده ‏ها حقوق زنان و کودکان و نوجوانان رعایت نمی شود، اما این گونه خانواده ها تذکری هم از ناحیه هیچ کس دریافت نمی کنند، لذا ترویج امر و نهی ها در این حیطه نیز بسیار مهم و موثر است.

این فعال فرهنگی با اشاره به روایتی «لعـنـت خـدا بـر آنـان باد که به معروف امر مى کنند و خود آن را وامى گذارند»  اظهار داشت:  اولین، مهمترین و اثرگذارترین گام در امر و نهی، تذکر دادن است، بنابراین نباید تذکر لسانی را بی فایده دانست، به شرطی که همگانی و فراگیر باشد و در عین حال با لحنی مناسب و بیانی خوش، قطعا تذکر لسانی و گفتن و بیان کردن به شرط استمرار، اثرگذار خواهد بود.

*اصلاح شیوه ها و روش ها امر به معروف

وی اضافه کرد: امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب است، اما بهره بردن از ابزار قدرت و نیرو در جایی که تذکر لسانی می‌توانسته مفید باشد از مهمترین روش های نادرست در این مسئله است، عده ای از همان ابتدا به جای طی کردن مرحله اول سراغ گام آخر می روند.

ابراهیمی با بیان اینکه از دیگر اموری که امر و نهی را برای برخی از مردم به عملی زجرآور مبدل نموده این است که برخی به بهانه اینکه نیروی انتظامی یا قوه قضائیه در فلان مسئله وارد عمل نشد ما خودمان وارد عمل می شویم، در صورتی که هیچ ‏چیزی مجوّز این نیست که مردم بخواهند از مرتبه اول امر و نهی یعنی همان تذکر لسانی پا را فراتر نهاده و در آنچه که مربوط به نیروی انتظامی است، دخالت نمایند، اذعان کرد: از معضلات دیگری که همواره جامعه ما با آن دست و پنجه نرم می کند بکارگیری شیوه ها و روش های نادرست در امر و نهی است. ما از لحاظ شیوه ها و روش ها دچار خطا های فراوانی بوده ایم و چون روش ها نامطلوب بوده، اصل هم زیر سؤال رفته است، بنابراین بشدت به برنامه ای برای اصلاح شیوه ها نیازمندیم.

وی ابراز کرد: امروزه به محض نقد کردن، باید منتظر حذف شدن باشیم، اما امر به معروف و نهی از منکر می تواند باب نقد را در جامعه باز کند و مجوز قرآنی و دینی برای نقد رفتارها باشد، امر به معروف و نهی از منکر به ایجاد نگاه نقادانه  و دغدغه مند در انسان کمک می کند.

این کارشناس فرهنگی تاکید کرد: اعتراض به عملکردهای نادرست در سطح خرد و کلان، اگر با روش های صحیح استمرار یابد،  هم نتیجه ی آنی دارد و شخص خطاکار در آن لحظه،  دست از خطایش برمی دارد و هم نتیجه آتی خواهد داشت و در دراز مدت منجر به کاهش خطا خواهد شد.

*فلسفه مهم امر به معروف و نهی از منکر

وی در پاسخ به بیان نظر خود پیرامون فیلم هایی که در فضای مجازی علیه آمران به معروف منتشر می شود، گفت: امروزه تعداد زیادی از کیلیپ هایی را در فضای مجازی شاهد هستیم که اتفاقا مغرضانه هم منتشر می شود و موضوع این کیلیپ ها امر و نهی است، اما متاسفانه از یک طرف امر و نهی ها فقط و فقط به موضوع پوشش خلاصه می شود و از طرف دیگر کسی که خود را موظف به این امر می داند شروع به بحث و گفتگو و گاهی جنگ و دعوا می کند.

ابراهیمی عنوان کرد: باید توجه کنیم که تذکر لسانی در متن جامعه نیازمند سخنرانی های طولانی و بحث های طویل نیست، بلکه یک کلمه باید گفت و رد شد، منتها اگر هر کس یک کلمه بگوید و رد شود کم کم خطاکار از خطایش دست برمی دارد، اما اگر قرار باشد امر و نهی ها همراه با پرده ‏دری، آبروریزی و بی احترامی باشد نتیجه معکوس خواهد داشت.

وی افزود: فلسفه مهم امر به معروف و نهی از منکر این است که فرصت رشد را از فسادهای اجتماعی بگیریم و اجازه رشد و نمو و گسترش به فساد ندهیم. اما وقتی می بینیم امروز فساد در جامعه انتشار یافته است به خوبی در می یابیم که ما در این مسئله موفق نبوده ایم.

کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی خاطرنشان کرد: یکی از اموری که در امر و نهی کمتر مورد توجه قرار می گیرد این است که آمران به معروف و ناهیان از منکر گاهی جایگاه خویش را در حد یک خواهش کننده و التماس کننده تنزل می دهند، باید به مرزها دقت کرد و از موضع خواهش و التماس دوری کرد و به موضع قوت و اقتدار بازگشت، منظورمان  قطعا برخوردهای فیزیکی و بداخلاقی های رفتاری نیست، بلکه می توان محکم بود و با قدرت عمل کرد و با قاطعیت رفتار نمود و در عین حال مودب و خوش خلق هم بود.

وی ادامه داد: قرار است با امر و نهی جسارت گناه از گناهکار سلب شود، قرار نیست حالت تضرع ما در امر و نهی،  او را نسبت به ما و انجام گناه جسورتر نماید.

 زهرا ابراهیمی 

لینک مطلب در خبرگزاری حوزه

زهرا ابراهیمی
۲۷ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۰۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 

به

به نام دین، به کام دین‌دارنماها، به ضرر دین‌داران حقیقی

«زهرا ابراهیمی» در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در اصفهان با اشاره به دیدگاه و نگرش انسان در هر امری، تکلیف روابط و ضوابط او را در زندگی معین و مشخص می کند گفت: اخلاق دینی از لوازم زندگی دینی می باشد و دین هدفی جز تربیت انسان دیندارِ اخلاق مدار ندارد و تعالیم اخلاقی چه در حوزه ی اخلاق هنجاری و چه در دایره اخلاق کاربری، بخش عظیم و مهمی از آموزه های دینی ما را تشکیل می دهند و شرط اخلاقی زیستن، تمسک بر این تعالیم است.

 کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی تاکید کرد: زیست دینی داشتن در جامعه خواه ناخواه هزینه هایی را برای انسان دیندار به همراه دارد و نمی توان دیندار زندگی کرد اما هزینه های آن را نپرداخت، البته اگر در یک جامعه همه افراد زیست دینی داشته باشند، پرداخت هزینه های دینی زندگی کردن نیز، برای همه یکسان است و در این حالت مشکلی ایجاد نمی شود. اما مشکل اصلی جایی است که در جامعه دینی تعداد زیادی از افراد از روشهای غیردینی بهره می برند و در این شرایط،  اخلاقی زیستن بسیار پُر هزینه خواهد بود.

 

ابراهیمی اظهار داشت: به عنوان مثال در جامعه ای که افراد، رفتارهای غیراخلاقی مثل تهمت، تمسخر، دروغ و عدم پایبندی به قوانین را دارند واز این روشها زودتر به نتیجه می رسند، اخلاقی زندگی کردن بسیار سخت خواهد بود، چرا که در این نوع جوامع اصول اخلاقی تضعیف و یا بدتر ازآن واژگون شده و این امر زندگی را برای افراد دیندار سخت می کند، یکی از اموری که می تواند روح اخلاقی جامعه رابه تسخیرکشاند، استبداد حاکم بر جوامع است.گاهی نوع حکومت، حکومتی استبدادی است که ریشه در ظلم وبی اخلاقی دارد اما بعضا با جوامعی روبرو می شویم که از حیث ماهیت، استبدادی نیست اما از لحاظ عملکرد برخی از سازمانها و نهادهای آن حکومت به ویژگی‌های حکومتهای مستبد نزدیک می شوند.

 وی اذعان داشت: جامعه اسلامی ما نیز اگرچه ماهیتا دینی و اسلامی است اما توجه به اصول اخلاقی در برخی از نهادهای آن کم رنگ است و همین امر عامل ترویج بی اخلاقی و تبدیل شدن ضد ارزشها به ارزش می شود.

 ابراهیمی ادامه داد: در چنین جامعه ای قطعا دینداران حقیقی هزینه های زیادی را متحمل می شوند چرا که آنها خود را مقید به اخلاق می دانند ودر عمل نیز اهل رعایت هستند ولی ترکشهای بی اخلاقی سایر افرادِ به ظاهر دیندار، اینان را نیز آزرده خاطر می سازد.

کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی تاکید کردوقتی در یک جامعه عده ای با نام دین و به کام خودشان عمل کنند، دینداران در آن جامعه مجبور به پاسخ می شوند، در واقع مردم با نگاه ظاهربین خود هرکس که نماد دینداری دارد و از ظاهری دیندار بهره مند است را مقصر تمام کوتاهی های حکومت در آن جامعه می پندارند به همین دلیل هرجا نقص و ضعف و بی عدالتی ببینند سریعا داد و فریادشان را بر سر آنهایی می کشند که نماد دینداری دارند، اما قسمت تلخ تر این جریان جایی است که این افراد  برای رهایی از فشارهای جامعه گاهی مجبور می شوند رفتارهای برخی از نهادهای حکومت را توجیه نمایند، شاید این بدترین هزینه زیست دینی درجامعه دینی باشد، جایی که دینداران باید پاسخگوی عملکرد صاحب منصبان باشند، صاحب منصبانی که با فاصله انداختن بین خود و مردم، حالا سپری محکم به نام متدینین دارند تا بجای آنها فحش بشنوند و گاهی نیز مورد ضرب و شتم و آزار قرار گیرند.

 وی افزود: در این جریان مشکل اصلی آنجاست که اگر ایمان انسان ریشه در جانش نداشته باشد انسان دیندار برای فرار از این هزینه ها، از زیست دینی خود انصراف می دهد و تلاش می کند مظاهر دینداری اش را کم رنگ و کم رنگ تر کند تا جایی که حتی به زیست دوگانه رو می آورد، زیستی که می تواند جای مناسبی برای چنبره زدن نفاق باشد.

 ابراهیمی یادآور شد: داشتن مظاهر دینداری در جامعه امروز ما دارای هزینه است اما فرار از پرداخت این هزینه ها، راه حل مشکل نیست بلکه به نظر می رسد آنچه می تواند در اخلاقی زیستن انسان موثر باشد توجه به دو بُعد علم و عمل است، یعنی انسان در وهله ی اول باید از حیث نظری و معرفتی نسبت به وظیفه اخلاقی خویش آگاهی پیدا کند و در گام بعدی در عمل،  خود را مقید بدانها نماید تا از این طریق با تثبیت ایمان خویش،از دوگانه زیستن در امان بماند.

 وی گفت: همانگونه که در روایت آمده است خداوند عمل را جز با معرفت و شناخت نمی پذیرد، و هیچ شناختی را جز با عمل نمی پذیرد، کسی که شناخت و معرفت دارد آن شناخت او را به عمل راهنمایی می کند، و کسی که عمل نکند در حقیقت معرفت و شناخت ندارد.

زهرا ابراهیمی 

لینک مطلب در خبرگزاری شبستان

 

زهرا ابراهیمی
۲۷ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۵۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

جنگنده

 

جنگنده بودن اثر خاصی روی انسان می گذارد

زهرا ابراهیمی در گفت و گو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: واژه جنگ همواره تداعی کننده زخم و رنج و درد است. به محض نقش بستن تصویر جنگ در خیالمان، ویرانی ها یکی یکی مقابل چشمانمان رژه می روند. اگر چه جنگ نظامی یادآور تلخ ترین زجرها است، اما فارغ از جنگ های بیرونی نفس جنگیدن و مبارزه برای رسیدن به هدف امری ارزشمند است.

کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی با بیان اینکه انسان به واسطه انسان بودن همواره درگیر جنگ‌های درونیست ادامه داد: درگیری‌هایی میان شرع و شیطان، نزاع هایی میان عقل و عشق و کشمکش های میان خواطر الهی ونفسانی از جنگ های درونی انسان است.

وی افزود: برخی برای رهایی از جنگ، به تسلیم شدن می اندیشند چرا که تسلیم شدن سختی های جنگ را در نظرشان بیرنگ می کند. غافل از این که درد نجنگیدن بسیار عمیق تر از زخم‌های جنگیدن است.

 ابراهیمی با بیان اینکه آنها که با تلاش و همواره با روحیه ای جنگنده به فتح قله ها می اندیشند وآنها که جنگ را حتی با وجود زخم و ترس و طعنه انتخاب می‌کنند، زخم‌های جنگیدنشان دیر یا زود التیام می یابد و نتیجه ای جز آرامش نخواهند داشت، گفت: نقشِ جنگیدن بر روح انسان نقشیست زیبا و ردّیست پر افتخار که به محض یادآوری اش سرِ انسان به نشانِ سربلندی بالا می‌رود.

کارشناس مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی افزود: جنگنده بودن اثر خاصی روی انسان می گذارد، حتی گویش و نگارش انسان نیز به واسطه ی آن تغییر می کند تا جایی که انسان اهل جنگ، موسی وار به کلمات جان می بخشد و جانِ کلامش در روح مخاطب به یادگار می ماند و در پرتو این اعجاز، امتی را پیرو خود می کند.

وی با اشاره به اینکه نجنگیدن اما، اگرچه در ظاهر زخمی ندارد، ولی دردش عمیق و تا ابد بر قلب انسان ماندگار است، خاطرنشان کرد: زخم نجنگیدن هرگز خوب نمی شود، خونش هیچ وقت بند نمی آید و جای ردّش تا آخر عمر انسان را رسوا نگه می دارد.

 

زهر ابراهیمی 

لینک مطلب در خبرگزاری ایمنا

زهرا ابراهیمی
۲۷ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر