گروه نویسندگی صریر

هرآنچه از صریری ها در خبرگزاری ها و روزنامه ها و ... منتشر می شود را اینجا با شما به اشتراک می گذاریم.

گروه نویسندگی صریر

هرآنچه از صریری ها در خبرگزاری ها و روزنامه ها و ... منتشر می شود را اینجا با شما به اشتراک می گذاریم.

گروه نویسندگی صریر

ف



فربهی مناسک، تقویت یا تضعیف؟


از جمله نشانه های بارز تشیع، حب به اهل البیت علیهم السلام است که اگر حقیقتا این حب وجود نداشته باشد تردید در شیعه بودن رواست و از جمله مصادیق حب به اهل البیت علیهم السلام، شادی در شادی آنها و محزون  بودن به حزنشان است.

 همانگونه که در روایت آمده است:

عنِ الامام الصّادِقِ علیهِ السَّلام قالَ: شِیعَتُنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طِینَِتِنا وَ عُجِنُوا بِماءِ وَلایَتِنا یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا ویَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا.

امام صادق علیه السلام فرمودند: شیعیان ما از باقیمانده گل ما آفریده شده اند، ولایت ما در سرشت آنان عجین گشته است، آنان با خوشی ما خوشحال و با ناراحتی ما ناراحتند. (۱)

یکی از اموری که می تواند به شادی و حزن شیعه رنگ عینیت ببخشد برگزاری مراسماتی است که به ائمه معصومین علیهم السلام تعلق دارد و منتسب به ایشان می باشد.

از طرفی رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط از نشانه های عاقل به شمار می رود همانگونه که در روایت آمده است:

امام علی علیه السلام :

لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفرِطا أو مُفَرِّطا/ نادان را نمى ‏بینى، مگر در حال زیاده‌روى یا کم گذاردن. (۲)

با توجه به این دو مقدمه به خوبی می‌توان دریافت که برگزاری مراسم و گرامیداشت مناسک مذهبی جزء لاینفک عرض ارادت به اهل بیت علیهم السلام است به شرطی که به افراط گراییده نشود.

افزوده شدن برخی مناسبت‌ها به فهرست عزاداری شیعه، اگرچه در ظاهر مولود برخی هیئت های مذهبی می‌باشد؛ اما با نگاهی دقیق تر و واکاوی عمیق تر می توان آن را ثمره تشیع افراط گرا دانست.

تشیع افراط‌ گرا همواره در طول تاریخ با نگاه افراط گونه اش به فرم و ظاهر امور، حقیقت و باطن آنها را مورد تهدید قرار داده است.

مراسمات و مناسبت های مذهبی نیزاز این نگاه در امان نمانده و پدیده ای به نام فربهی مناسکی، مولود همین دیدگاه می باشد.

عزاداری دهه محرم، مراسم شب های قدر، عزاداری فاطمیه، جشن نیمه شعبان و اعیاد عزیزی که در اسلام وجود دارند از جمله مراسم و مناسکی هستند که در تقویم تاریخ شیعه همواره مورد توجه قرار می گرفته است.

توجه به این مراسم و مناسک برای تشیعی که در مسیر عقلانیت دینی گام بر می دارد اصلیست پذیرفته شده، اما انتقاد اصلی به مناسبت هایی است که اگرچه در تقویم شیعه بوده اما فراگیر و توسعه یافته نبوده و امروزه توسط برخی از افراد، این ایام و مناسبت ها به طور جِد مورد توجه قرار می‌گیرد، تا جایی که از فضای حقیقی و مجازی برای تبلیغ آن مراسم استفاده می گردد.

از تغییر نام پیج ها در صفحات مجازی و بهره مندی از هشتگ ها گرفته تا تبلیغ بر روی بنرها در سطح شهر و این خود می‌تواند عاملی باشد تا از یک طرف فلسفه حقیقی عزاداری از متن به حاشیه رانده شود و از طرف دیگر دین اسلام به دین غم و مخالف شادی متهم گردد.

اگرچه فربهی مناسکی اصطلاحی جامعه‌شناسانه است و برخی از جامعه شناسان مدام از آن انتقاد می کنند، اما نباید به بهانه فربهی مناسک به مخالفت کردن با اصل برگزاری مراسمات مذهبی پرداخت و تمام مراسمات و مناسبت ها را در این دایره محصور نمود.

عده ای از جامعه شناسان بر این معتقدند که برخی از مراسمات و مناسک مذهبی و ایام عزاداری تنها در سال های اخیر به تقویم شیعه افزوده شده و به همین دلیل آنها را تنها واکنش‌هایی افراطی از سوی برخی مذهبیون تلقی می کنند، در حالی که برخی از این مراسمات و مناسبت ها در طول تاریخ مورد نظر شیعه بوده و نباید آنها را از اختراعات امروزه مذهبیون دانست.

بنابراین اگرچه با فربهی مناسک و توسعه ی مناسبت های مذهبی که نتیجه اش جز تضعیف و تخریب چیز دیگری نیست مخالفیم، اما در عین حال نباید همه مراسم و مناسبت ها را به بهانه فربهی مناسکی کنار بگذاریم؛ چراکه نسبت دادن فربهی مناسکی به اکثر مناسبت های شیعی نیز می تواند خطر آفرین باشد.

 

پی نوشت:

۱.شجره طوبی، ج ۱، ص ۳

۲.نهج البلاغه، حکمت ۷۰

 

زهرا ابراهیمی، کارشناس اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سوالات


لینک مطلب در خبرگزاری حوزه


زهرا ابراهیمی
۲۹ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۳۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

حوزه



نقش حوزه های علمیه در بروز رسانی و ثمره بخش تر نمودن علوم


شناخت و مطالعه در تاریخ بنا به تصریح قرآن مجید می تواند در ساختن آینده ای روشن راهگشا باشد.

«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ/ پیش از شما سنت هایی بوده است، پس بر روی زمین بگردید و بنگرید که پایان کار آنها که پیامبران را به دروغگویی نسبت می دادند، چه بوده است». (آل عمران،137)

تأمل در وقایع و اتفاقاتی که در سال های قبل به وقوع پیوسته است می تواند انسان را در ارائه تحلیلی دقیق و موشکافانه، از جریان های در حال وقوع و یا رویدادهایی که در آینده به منصه ظهور میرسد، یاری رساند.

یکی از مطالبی که در تاریخ خلفای عباسی قابل تأمل است، گرایش و علاقه فراوانی است که به گسترش علم و ترویج و تشویق عالمان و برگزاری مجالس و محافل نشان می دانند.

مأمون عباسی از جمله خلفایی است که در شهرتش در این زمینه زبانزد خاص و عام است. او به علم و تحقیق علاقه فراوانی نشان می داد؛ علی الخصوص به ترجمه کتاب های علمی، اهتمام فراوانی داشت تا آنجا که نقل شده است هموزن کتاب های ترجمه شده به مترجمان طلای خالص بذل می نمود که این امر طمع کاتبان این مرقومات را تا بدانجا بر می انگیخت که سعی می کردند کلمات راحتی المقدور در مقیاس بزرگتر به نگارش درآورند تا در ازای افزایش حجم کتاب، طلای بیشتری را از بیت المال و خزانه این دولت مشتاق علم دریافت کنند؛ اما آیا به راستی این تمام ماجراست؟ آیا  با توجه به خُلق و خویی که از این خلیفه ملعون در تاریخ ذکر شده است و ظلم ها و ستم هایی که به شیعیان روا داشته است تا جایی که دستان او به خون عالم آل محمد آغشته گردید، چنین اقداماتی تنها با غرض ترویج و گسترش علم قابل پذیرش است؟

اگر با نگاه دقیق و نقادانه به این مسائل بنگریم، ‌اغراض پشت پرده این همه دست و دلبازی از بیت المال برای رخنه ی بحث ها و مجادلات در بین مسلمین و در نتیجه غفلت از اعمال و جنایات عمال حکومت کاملا هویداست.

آنچه مأمون عباسی را به هدف خود نزدیک می کرد و نسبت به راه زور و اجبار سیاستمندانه تر و زود بازده تر می نمود، غرق کردن جامعه علی الخصوص اهل و علم و تفکر در منازعات بیهوده و بی ثمر بود.

اما اکنون در زمان حال نیز ردپای این گونه سیاست ها را می توان در اقدامات دشمنان و عمال داخلی آن ها یافت.

آنان فرزندان خلف همان حاکمان جابر هستند که عالمان و اندیشمندان و نخبگان علی الخصوص در زمینه علوم انسانی باید هوشمندانه در تحقیقات و مجادلات و مباحثات غور کنند تا در دام تغافل دشمنان اسلام و انقلاب، زمین گیر نشوند.

اهمیت بحث و دقت در مباحث علمی بر هیچکس پوشیده نیست؛ اما آنچه مهم است، تأمل در نتیجه ایست که این بحث و جدل ها در رساندن قافله بشری به سر منزل مقصود، به همراه دارد.

باید مراقب بود که با غوطه ور شدن در مباحث و در نتیجه بروز اختلاف در جامعه، آب را در آسیاب دشمن سرازیر نکنیم.

در این میان، نقش حوزه های علمیه در بروز رسانی و ثمره بخش تر نمودن علوم مورد تعلم و تعلم در این زمانه خطیر بسیار چشمگیر است و این همان دغدغه ایست که در سخنان و رهنمودهای رهبر انقلاب و توصیه های ایشان به طلاب و روحانیون بارها و بارها نمود داشته است.

آری باید از تاریخ عبرت گرفت و از دستان پشت پرده و القائات شیطانی چپاولگران زر و زور در این زمینه غافل نبود، تا علم همچنان تشعشع نوری باشد تا به ظهور هر چه سریع تر آفتاب حقیقت، منجر شود؛ نه این که سلاحی باشد در جهت پیشبرد اهداف دشمنان.

منبع:

تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان

سیر حکمت در اروپا، محمد علی فروغی



آزاده ابراهیمی

زهرا ابراهیمی
۲۹ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

ح


حلم و کرامت حسنی؛ دو گوهر فراموش شده برخی مسئولان

 مقارن با کامل شدن قرص قمر ماه رمضان، خانواده ی امام علی «علیه السلام» نیز به نور دردانه ی بی همتا، کامل شد.

با حُسن روی امام حسن مجتبی «علیه السلام»، خاندان وحی یکپارچه غرق در سرور و شادی شدند. مولودی پا به جهان گذاشت که با تمام نیکوئی هایش سرآمد شد، آری فرزند ارشد زهرای بتول؛ همان که جلوه ی تمام صفات حق بود. اما صفاتی از ایشان که همچون در موجود در صدف می درخشد، کرامت و حلم دوم امام شیعیان است. صفاتی که اغلب فرزندان اول محکوم به منقش شدن بدان هستند. سنگ صبوری که باید در کوچه های غریبی عصای مادر می شد. کوچک مرد بزرگی که در کودکی مادر ترجیح داد همگام با وی برای احقاق حق به دارالخلافه برود و همان جا بود که پروژه ی صبر کلید خورد و امام حسن «علیه السلام» شاهد جسارت به مادر شد و سنگینی دستی که صورت مادر را نشانه رفت بر گونه هایش نشست و وی از همان جا صبوری را با خود هجی نمود.

کریمی که کریمانه بغض شب هایی که دست در دست مادر، خانه های انصار و مهاجرین را دق الباب می نمود تا به عنوان بخشی از حق، کلام پیامبر در غدیر را احیاء نماید و اندکی از آلام سینه ی رنج دیده ی مادر و درد استخوان در گلو مانده ی پدر را تسکین بخشد.

آن قدر زود بزرگ شد که مادر به عنوان وصی خود، وی را به هواداری از خواهران و برادرش وصیت نمود. غم از دست دادن پدر چشید، جامه ی امامت به تن نمود و خلافت را به دوش گرفت؛ اما باز هم فرصت صبوری رسید.

یاران آن گونه که به نظر می رسیدند، نبودند؛ باید پالایش می شدند و امام بر حسب شرایط موجود، صلح را برگزیدند تا راه را برای مقتدای پس از خویش هموار کند.

 

این خاندان در صلح همراه با استراتژی پس از مذاکره ی پیروزمندانه سابقه ای درخشان داشتند. صلح حدیبیه، خاطره ی شیرین فتح مکه، تلخی زبان منتقدان جاهل را قابل تحمل می نمود. فتح الفتوح کربلا که از خون رنگین حسین بن علی «علیه السلام » رنگین شد. حاصل حلم و کرامت حسن بن علی بود و بس.

فتح الفتوحی که درخت اسلام را همچنان بعد از گذشت قرن ها آبیاری می کند. آری همان شجره ی طیبه ای که اصلش ثابت و فرعش در آسمان هاست (سوره ابراهیم - آیه24). مظلومانه به دست ظالمانه ی دشمن خانگی به شهادت رسید و چه زیبا بر سر عهد صبوری ایستاد و حتی جنازه ی مطهرش تیرها را تحمل نمود و با نهایت کرامت در خاک بقیع آرمید.

حلم و کرامت، دو گوهر فراموش شده ی امروز برخی از مسئولین جامعه ی اسلامی ماست. امروز به صبر نیاز داریم اما نه صبر بر مذاکره های پوچ و تو خالی، بلکه صبر بر عدم مذاکره، صبر بر تحریم ها. اکنون فصل آن است که مسئولین از کرامت امام، اندکی وام بگیرند و همراه با حلم در کنار مردم بایستند. الان وقت سوء استفاده و ثروت اندوزی در شرایط موجود به قیمت خرد شدن مردم نیست. امام روزی صلح را پذیرفتند-البته صلحی عاقبت اندیشانه- چون مردم همراه ایشان نبودند، و لیکن کنون همراهی و صبوری مردم هست اما همیاری برخی از سردمداران نه.

هر چیزی زمان دارد و هر کاری روش دارد و روش امروز ما تحمل و سازندگی از درون است و زمان پیروزی وقت ناامید شدن دشمن از تحمیل شرایط مذاکره های پر از هیچ و نامعلوم.


زهرا صادقی، عضو گروه نویسندگی صریر وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان


 لینک مطلب در خبرگزاری حوزه


زهرا ابراهیمی
۲۰ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


م


با الهام از سوگندنامه رضی الدین آرتیمانی؛

مرا یاری جان شیرین تویی!

تمام این جمله ها را با چاشنی طعنه و طنز به استاد خیاطی گفتند و او که چهره اش تا آن موقع حالتی جز خوشرویی و اطمینان را القا نکرده بود، مثل استادِ اخلاقی که عامل به علم است، وسط کلاس خیاطی، شروع کرد به وعظ و خطابه...

متر خیاطی دور گردنش بود؛ سوراخ های قیچی توی انگشتهایش. ژورنال لباس را باز کرد. مشغول شد به ورق زدن و تند تند توضیح دادن و رسم الگوها. هنرجوها با لب و لوچه آویزان و چشمهای گرد شده، پرسیدند: «استاد، شما چطور می تونید به این راحتی الگوی یه لباسُ حدس بزنید!؟ کاش ما هم مثل شما بودیم!»

خشکیِ گلو، استادِ خیاطی را به سمت پارچِ آب کشاند. یکی-دو جرعه نوشید و با پشت دست رطوبت دور لبها را گرفت. تارهای سیاه و سفید روی پیشانی را زیر روسری برد، لبخند زد و جواب داد: «باید بعد از نمازاتون، از خدا بخواین»!!

هنرجوها، هر چه به جوابِ استاد، فکر می کردند، خنده شان می گرفت. راستش را بخواهید من هم خنده ام گرفته بود. مگر دلشان می خواست بروند مکّه؟! یا تقاضای خواستگار و شوهر خوب از خدا داشتند؟! یا قرض بالا آورده بودند و هشت شان گرویِ نُه شان شده بود؟! یا مرضی، چیزی، گریبانشان را گرفته بود که بخواهند بعد از نمازهایشان برای شفا یافتن، دعا کنند؟! فقط می خواستند مثل او، الگوی هر لباسی را که می بینند بدون خطا رسم کنند. همین.

تمام این جمله ها را با چاشنی طعنه و طنز به استاد خیاطی گفتند و او که چهره اش تا آن موقع حالتی جز خوشرویی و اطمینان را القا نکرده بود، مثل  استادِ اخلاقی که عامل به علم است، وسط کلاس خیاطی، شروع کرد به وعظ و خطابه:

«اولاً، وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى، یعنی چی؟ یعنی همون نابرده رنج گنج میسر نمی شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کردِ خودمون. بدون تلاش هیچ  وقت هیچ نتیجه ای حاصل نمیشه. اما‌، دوم از اون، در کنار هر تلاشی، برای موفق شدن توی هر کاری، باید رفت در خونه خدا. به خدا گفت، ببین این وسیله هامه. این قیچیمه، این صابونِ خیاطیمه، این نخ و سوزنمه، این کاغذِ الگومه خودت برکت بده به ذهن و هوشم، به وسایلم. باید خدا رو توی هر کاری با خودمون همراه کنیم. باید همیشه هوای خدا رو داشته باشیم تا خدا هوامونو داشته باشه.»

تعدادی از هنرجوها با شنیدن صحبت های استاد، سرها را تکان دادند. یعنی ما حرفهایت را قبول داریم استاد! بعضی هم خرابکاری های دوخت و دوزشان را به گردن قوم شوهر و این جور چیزها انداختند. آن وقت بود که بابِ درد و دل باز شد.

صدایِ شوخی ها و خنده ها که بالا گرفت؛ یک نفر، خمیازه کشان سرش را از روی میز بُرش بلند کرد و هاج و واج گفت: «چی شده؟ کلاس تموم شده؟» چند ثانیه ای هم طول کشید تا به خودش آمد و فهمید مترِ خیاطی اش نیست. بعد با اوقات تلخی پرسید: «کسی مترِ منو ندیده؟ هر جا رو نگاه می کنم نیستش!» بغل دستی اش با پوزخند گفت: «چرا من دیدمش، بی حوصله سر خیابون ایستاده بود! می خواست تاکسی بگیره بره خونه بخوابه»!!

استاد خیاطی با لبخند ثابتِ روی لب هایش، خم شد و از زیر میزِ بُرش، متری را که روی زمین افتاده بود، برداشت و کنار کیف هنرجوی خواب آلودش گذاشت. مادرانه، دستش را انداخت دور گردن هنرجوی خواب آلود و شنیدم که زیر لب، زیر گوش او گفت: «بجنب تا دیر نشده، رشد و مهارت در انتظارته»

حرف های در گوشی اش که تمام شد، پایان کلاس را اعلام کرد و به هنرجوها رخصت رفتن داد و خودش به سمت کمد مخصوصش رفت، تا بار و بنه خیاطی را داخلش بگذارد. وقتی برای خداحافظی به استاد نزدیک شدم، هنوز درب کمدش باز و یادداشتی به خط نستعلیق با مرکبِ اناری رنگ، روی سینه گردویی کمد الصاق بود که چهارچوب زاویه دیدم را گرفت:

«وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى، وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى، ثمَّ یُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى، وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنْتَهَى، وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى»

ترجمه: «و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست، و [نتیجه] کوشش او به زودى دیده خواهد شد، سپس هرچه تمامتر وى را پاداش دهند، و اینکه پایان [کار] به سوى پروردگار توست، و هم اوست که مى ‏خنداند و مى‏ گریاند»، سوره نجم، آیه ۳۹۴۳

 

زهره نوروزی

   

لینک مطلب در ندای اصفهان


زهرا ابراهیمی
۲۰ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

l

مظلوم نمایی به شیوه مظلوم کُشی

سال ها از ماجرای دروغینی که یهودیان برای خود ساختند و با این دروغ ها مجوز اشغال کشوری مسلمان را گرفتند، می گذرد.

جنگ جهانی و درگیری دنیا با دیکتاتورهایی که حقارت خودشان را با کشورگشایی پوشانند.

مرگ هزاران انسان در میدان های جنگ و میلیون ها انسان در خارج از میدان، بوسیله قحطی (مرگ هزاران ایرانی در همان بازه زمانی)، آزمایش های غیرانسانی (آزمایش های اتمی آمریکا)، تجاوزهای وحشیانه (ورود متفقین به پایتخت های متحدین و اعمال وقیحانه آنها) و ...

بهانه کم و کوچک بودن و در معرض خطر بودن باعث شد تا اسرائیل همان فرزند نامشروع آمریکا پا به آسیا بگذارد و با بیرون راندن مسلمانان، این ساکنان و مالکان هزار ساله فلسطین، برای خود کشوری دروغین و کاذب بسازند.

کُشتارهای مسلمانان بی دفاع و خروج اجباری آنها ازکشورشان، هیچ جای دنیا را تکان نداد؛ اما کوره های دروغین آدم سوزی و یهودی سوزی (ماجرای دروغین هولوکاست) برای دنیا شده غم و اندوهی ابدی.

کجای دنیا چنین تقاصی را می پسندند که در جایی دیگر پرونده هایی دروغین و نیمه دروغین باز شود و در جایی دیگر با استناد و دلایل کذب بسته شود.

بسته شدن این پرونده به قیمت آوارگی و خون های مسلمانانی بی یار و یاور. آلودگی دست های اسرائیل با اکاذیب چیز تازه و نویی نیست که برای ما تعجب انگیز باشد؛ اما آنجا تعجب برانگیز می شود که حقوقدان های به ظاهر بشر، خام و حقیر این اکاذیب می شوند و حقوق بشری دروغین را در بوق و کرنا می کنند که آنان به اجبار بیرون رانده شدند و به اجبار کشته.

اما چرا مسلمان نماهایی که ادعای یگانگی دارند به سکوت تن داده و چشمها را بر این همه جور و جفا و انسان کُشی بسته و سر در لاک فرو برده و خاموش مانده اند؟؟؟ (اعرابی که ادعای پدرخواندگی برکل کشورهای عربی را دارند).

ایران اسلامی در پی زیاده خواهی یا غیر طلبی نیست. ایران اسلامی فریادی است از جانب ملتی که صدایشان به اجبار خاموش شده است.

اسرائیل درصدد است تا فلسطین را با انزوایی اجباری به نابودی و محوشدن بکشاند؛ اما زهی خیال باطل ...

قال رسول ‌الله صلی الله علیه و آله: بَلِّغُوا حَاجَةَ مَن لا یَستَطِیعُ إبلاغَ حاجَتِه. فَمَن أبلَغَ سُلطاناً حاجَةَ مَن لا یَستَطِیعُ إبلاغَها ثَبَّتَ اللَّهُ قَدَمَیهِ عَلَى الصِّراطِ یَومَ القِیامَةِ.

رسول‌ خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: حاجت کسى را که از ابلاغ آن ناتوانست به بزرگان برسانید زیرا هر کس حاجت درمانده‌ اى را به بزرگى برساند روز رستاخیز خداوند پاهاى وى را بر صراط استوار می سازد.

مردمانی از تبار انسانیت و آزادی همچنان به فریاد زدن ادامه می دهند تا بلکه بتوانند مظلومیت ملتی را به دنیا نشان بدهند؛ دنیایی که سر در برف استکبارپسندی فرو برده و چشم بر جنایات بشری اسرائیل بسته.

جان دادن فرزند بر دستان پدر، ویران شدن خانه بر سر اعضاء خانواده و هزاران نمونه از جنایات خرد وکلانی که از چشم راحت طلبان به دور مانده.

فریبا حقیقی، عضو گروه نویسندگی صریر وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان


لینک مطلب در خبرگزاری حوزه


زهرا ابراهیمی
۲۰ خرداد ۹۸ ، ۱۶:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر